تبلیغات
كوله بار
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 10 مهر 1392

محمد کلهر نویسنده وبلاگ یادداشت‌های شرجی یک خبرنگار درپستی از وبلاگش نقل ازرهبر انقلاب می‌گوید:
ما یک نوه کوچکی داریم، دو سال و نیمش است و هنوز درست حرف هم نمی‌زند. چند روز پیش یک میزی اینجا بود، داشت می‌انداخت. به او گفتم این میز را نینداز. گفت: چرا؟ خوشم آمد از این که گفت چرا. چرا نیندازم؟ دنبال علت می‌گردد.
بعد پنجه می‌زد به یک بچه دیگری، گفتم آقاجان نکن. گفت: چرا؟ این سؤال کردن از علت، خیلی چیز مهمی است. این حالت دارد به وجود می آید.
حالا وقتی او ده ساله بشود، سؤالات زیادی برایش مطرح است: چرا؟ چرا؟ چرا؟ وقتی همین بچه، یک جوان هجده نوزده ساله‌ای باشد، سؤالات قوی‌تری در ذهنش ایجاد می‌شود. ما باید برای این سؤالات جواب داشته باشیم.

ایشان معتقد است: بچه‌های ما ذهنشان دارد فلسفی می‌شود. خوشبختانه حرکت جامعه و نظام موجب شده که ذهن‌ها عقلانیت پیدا کند. جوان‌های ما واقعاً سؤال می‌کنند. این سؤال‌هایی که زیاد شده، این را باید مبارک دانست؛ منتها ما باید جوابگویی داشته باشیم.
حس سؤال کنندگی دارد زیاد می‌شود، و این همین طور دارد به نسل‌های پایین‌تر منتقل می‌شود.



ارسال توسط پیشتاز یكم
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 14 شهریور 1392

- همان روزهای اول درگیری در سوریه، مسلحین شبانه نزدیک حرم حضرت زینب شدند و روی دیوار نوشتند "تساقطی مع النظام" یعنی همزمان با نظام، فرو خواهی ریخت. همین شد که بچه شیعه ها از همه جا خودشان را رساندند به منطقه سیده زینب، و با اهالی منطقه همقسم شدند که از حرم و منطقه دفاع کنند. یادم هست با جوانی صحبت کردم که می گفت «ما به ارتش مراجعه کردیم اما جواب درستی نگرفتیم، خودمان رفتیم از بازار سیاه با پولی که از مردم جمع کرده بودیم 50 قبضه اسلحه خریدیم و شروع کردیم به نوبت کشیک دادن اطراف حرم».

هسته‌های اولیه مقاومت مردمی در مقابل فتنه سوریه در همین منطقه شکل گرفت. با جدی تر شدن بحران، و نا آرام شدن مسیر فرودگاه و غوطه شرقی -که منطقه سیده زینب هم در همان منطقه قرار دارد، نظام سوریه توجه بیشتری به ماجرای مقاومت مردمی نشان داد و پس از مدتی، سازمان دفاع وطنی در سوریه رسمیت یافت.

بحران که در سوریه بزرگتر می شد، محور قطر - عربستان تلاش بی پایانی برای شیعی-سنی نشان دادن جنگ انجام می‌دادند. آن ها از همان ابتدا نظام سوریه را یک نظام شیعی، در پیوند با نظام شیعی ایران و سازمان شیعی حزب الله جلوه می دادند، و تلاش می کردند قاطبه اهل سنت جهان را علیه این محور تحریک کنند. در واقع در این جنگ شیعیان زیادی به خاک و خون کشیده شده اند؛ اما تنها گروه مورد تعرض نبوده اند. سلفی های تکفیری که در قالب جبهه النصره القاعده درگیر جنگ با نظام هستند، همه را می کشند. برای آنها فرقی بین سنی و شیعه و مسیحی وجود ندارد. آنها هرکس را آنطرف لوله تفنگشان ببینند می کشند. حتی جایی خواندم که در موردی در اطراف حلب، آنها تعدادی از زنان تونسی که به فتوای علمای سلفی برای ارایه خدمات جنسی به خود القاعده به سوریه آمده بودند را به جرم فساد به رگبار بسته بودند.

شواهد این همه گیر بودن کشتار را در منطقه سیده زینب می شود به وضوح دید. از ابتدای درگیری ها خانواده های زیادی از مذاهب مختلف شیعه و سنی، از همه جای سوریه به این منطقه پناهنده شده اند. مدیر یکی از جمعیت های انسان‌دوستانه به من گفت «این منطقه پیش از بحران حدود 2000 نفر سکنه داشت اما الان بیشتر از 30000 نفر در آن ساکن شده اند». این خانواده های آواره، در هتل های اطراف حرم -که پیشتر پذیرای زوار ایرانی عتبات سوریه بودند، زندگی می کنند. یادم هست یک خانواده 8 نفره که دو شهید هم داده بودند، در یک سوییت 30 متری زندگی می کردند. پناه آوردن سنی ها به منطقه تحت کنترل شیعه ها چه معنی دیگری می توانست داشته باشد؟ جز اینکه مسلحین تکفیری فقط ادعای جنگ با شیعیان داشتند و در عمل همه را از دم تیغ می گذراندند؟ 



ادامه مطلب
ارسال توسط پیشتاز یكم
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 13 تیر 1392
«آلیکیس دبیلو» نژاد پرست ۲۸ ساله آلمانی، قبل از ورود به دادگاه «لوندس کریچ» در شهر «درسلان» در شرق آلمان از تصمیمش به قتل «مروه الشربینی» خبر داده بود.


در غرب کسی برای زن بخاطر زن بودن و انسان بودنش احترام قائل نیست بلکه بعنوان یک کالای لوکس است که محترم شمرده می شود و زنانی می توانند دم از حقوق زنان بزنند که بخواهند همچون مردان باشند.
 
در غرب زنانی که بخواهند بعنوان یک زن در جامعه زندگی کنند نمی توانند حقوق خود را مطالبه کنند؛ مروه شربینی جزو همان زنانی است که می خواست یک زن باشد و بعنوان یک زن زندگی کند و در مقابل ظلمی که به او شده بود حقش را با کشته شدن دادند.
 
ذیل شعارهای تساوی حقوق زن و مرد، یک زن می‌تواند هر گونه شغل و فعالیتی را داشته باشد؛ بچه‌های خودش را در مهدکودک‌ها رها کند و هر قدر دلش می‌خواهد پله‌های ترقی را طی کند، روابط آزاد پیش از ازدواج و پس از ازدواج برای وی امکان‌پذیر است، اما تنها یک استثنا وجود دارد: او نمی‌تواند یک زن باشد!

مارلین فرنج در کتاب «جنگ علیه زنان» اعتراف می‌کند که «صنعت استفاده جنسی از زن» نخستین بار توسط بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و آژانس توسعه بین المللی آمریکا برنامه ریزی و حمایت شد.»



ادامه مطلب
ارسال توسط پیشتاز یكم
مرتبه
تاریخ : شنبه 8 تیر 1392

جرم من آن است که حرفهایم را زودتر از زمان می زنم...شهید دیالمه
 
مسئولیت ما ....

            داشتن روحیه

                               قدرت

                                              وچنان شناختی از اسلام است

که هرآن حاضر باشیم از همه چیزمان در این راه بگذریم

اسلام این را می خواهد


                                     شهید دیالمه

 

می گفت : "من کیسه برای رای جمع کردن نیندوخته ام"...
هیچ وقت مرید تراشی نکرد با اینکه کاریزمای شهید دیالمه خیلی بالا بود....




ارسال توسط پیشتاز یكم
مرتبه
تاریخ : شنبه 8 تیر 1392
نوری زاده: این [آیت الله] مصباح یزدی که مطیع ولایت فقیه است، شاگردانی تربیت کرده که تمام تلاششان مقدم داشتن و برتری قائل شدن برای برداشت های اسلامی تند و تیز و افراطی در مقابل فرهنگ و تمدن و مکتب ایرانی است.
 
سخنان سردارسعیدقاسمی درجمع جوانان جبهه پایداری
 

اعوذ بالله من الشیطان اللعین الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، صلی‌الله علیک یا اباعبدالله. السلام علیک یا روح‌الله، ایها العبد الصالح، المطیع لله و رسوله، السلام علیک لجمیع شهدائک، الَّذِینَ بَذَلُوا مُهَجَهُمْ دُونَ الْحُسَیْنِ(ع) وَ لَئِنْ أَصَابَكُمْ فَضْلٌ مِّنَ الله لَیَقُولَنَّ كَأَن لَّمْ تَكُن بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَهُ مَوَدَّهٌ یَا لَیتَنِی كُنتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً.

 

ای کاش قسمت این گونه بود که با شما می‌بودیم و در صحنه‌های بسیار سختی که شما امتحان پس دادید، ما هم مثل شما قبول می‌شدیم، لکن چون منی، تجدیدی این میدان...؛ شاید خدا عنایتی کند و در صف و میدان و جبهه دیگری، گناهان ما بخشیده شود و به صف شما متصل بشویم.
 
تا به حال این جمعیت را این جور، بالای سن ندیده‌ بودم!
 
من تا به حال بیش از ده بار که به خاطر پاسداشت شهدا- از حاج همت گرفته تا عماد مغنیه- در سالن سیدالشهدا مراسم بوده و شرکت کرده‌ام، هیچ وقت این جمعیت را این جور، بالای سن ندیده‌ام! این اولین بار است که این اتفاق می‌افتد. هیچ اتفاقی هم که نیفتد و فقط این تصویر مخابره شود، برای دشمن گریه دارد که این همه دو مرتبه جمع شده‌اند و انگار می‌خواهند اوضاع را به هم بریزند! مثل این که قرار است دوباره اتفاقی بیفتد.
 
دیشب زنگ زدند گفتند: توی اینها رفتی، فکر برگشتت هم باش!
 
این دوستانی که در جبهه پایداری هستند، از من ناراحتند، به خاطر این که کاندیدا نشدم، از طرف دیگر هم خیلی‌ها زنگ زدند که حاجی! مهندس! خودت را خرج اینها نکن. توی اینها رفتی، فکر برگشتت هم باش! به من توصیه کردند، منتهی کسی که این توصیه را کرد، صلاحیت این توصیه را نداشت. چرا؟ نسبت به درجه‌اش و نسبت به فعالیت اجتماعی‌ای که کرده، خیلی هم  بزرگ و عزیز است، ولی به دلیل بی‌بصیرتی در انتخابات تبدیل به شیپورچی موسوی شد و لذا صلاحیت ندارد که مرا نصیحت کند که خودم را خرج شماها که خاک پای شماها هم نمی‌شوم، نکنم! قطعاً یک اتفاق بزرگی افتاده که این جمعیت بالای سن نشسته.
 
قبل از همه اینها خداوند منان را باز شاکرم، به دلیل این که یک مقطعی از دوران آن خبیث و سلطه شاهنشاهی را درک کردم. کی باورمان می‌شد چنین اتفاقی بیفتد. امامی بیاید، شما هم به او لبیک بگویید، حکومت تشکیل بدهید و فارغ از همه دعواهای جبهه‌بازی و سیاسی‌بازی و اینکه مثلا این یک خرده چپ است و آن ده درجه به راست و پانزده و نیم درجه به چپ و یک خرده مایل به آن طرف و این حکایت‌ها، خودتان نماینده انتخاب کنید. هر کدام‌تان که بیایید، یعنی از اصول‌گراترین‌تان که دست‌تان را می‌بوسم تا آخرین جبهه‌های‌تان و آنهایی که اصلاً در جبهه نیستند و ته خاکریزند، هر کسی توی این مجلس آمد، ما دستش را می‌بوسیم.
 
می‏گفتند آقا خودش می‌آید و همه کارها را درست می‌کند!
 
فارغ از همه اینها خدا را شاکریم که عنان دست خودمان است و اگر قرار است که خوب یا بد، بهترین‌ها یا بدترین‌ها توی مجلس بروند، این در اثر یک تجربه تاریخی است که هزار و چند سال‌اش را یک بار پاس کردیم که بنا به دلایلی نتوانستیم حکومت تشکیل بدهیم. هر دفعه هم آمدیم، بنا به دلایلی، چه همجنس‌های خودمان، چه روحانیون، چه روشنفکرها ما را به سازش و به تسلیم توصیه کردند و گفتند تا ظهور حجت حق، شما هیچ تکلیفی ندارید و آقا خودش می‌آید و همه کارها را درست می‌کند. هر کس این کار را بکند، پرچمش زمین می‌خورد، روایت داریم، حدیث داریم و این حرف‌ها.
 
حضرت روح‌الله! روحت شاد! الان نسل سوم آن قنداقی‌ها پای کارند!
 
یکی آمد و گفت همه اینها را بزنید به دیوار. ما موظفیم حکومت تشکیل بدهیم، مجلس تشکیل بدهیم و راه را تا آنجا که می‌توانیم برای آمدن آقا باز کنیم. اگر هم نشد، تکلیف خود را انجام داده‌ایم و با مقوله، تکلیفی برخورد کرده‌ایم. موقعی هم این حرف را زد که نه عده داشت، نه یار داشت. همان موقع هم مسخره‌اش کردند و گفتند آقا! تو که سرباز نداری. گفت: سربازهایم در قنداق هستند، نگفت؟ آقا! الان نسل سوم آن قنداقی‌ها پای کارند. حضرت روح‌الله! روحت شاد باشد. سه دور این قنداقی‌ها آمدند و الان کف میدان هستند. اگر هر روز به خاطر این مقوله، شکر کنیم، باز هم کم شكر کرده‌ایم.
 


ادامه مطلب
ارسال توسط پیشتاز یكم
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 5 تیر 1392

فلانی تا جوانی قدر بدان و خدا را عبادت کن. لذت عبادت در جوانی است؛ انسان وقتی پیر می شود دلش می خواهد خدا را عبادت کند؛ اما حال و توانی برایش نیست...

عبادت در جوانی مزه دارد

یکی از پاسداران امام راحل که مدتی شب ها در بیمارستان مراقب ایشان بوده نقل می کند: «حضرت امام(ره) شب ها معمولا دو ساعت مانده به اذان صبح بیدار بودند. یک شب متوجه شدم که ایشان با صدای بلند گریه می کنند؛ من هم متاثر شدم و شروع کردم به گریه کردن. ایشان که برای تجدید وضو بیرون آمده بودند متوجه من شدند و فرمودند: فلانی تا جوانی قدر بدان و خدا را عبادت کن. لذت عبادت در جوانی است؛ انسان وقتی پیر می شود دلش می خواهد خدا را عبادت کند؛ اما حال و توانی برایش نیست.»


برگرفته از کتاب برداشت هایی ازسیره امام خمینی(ره)





ارسال توسط پیشتاز یكم
وقتی پای حرف های حاج حسین می نشینی انگار یک سطل آب یخ رویت ریخته اند؛ او از روزهای نبرد می گوید؛ از فکه، طلائیه، شلمچه و از امروز و نبرد امروز. از مسیر دیروز می گذرد تا امروز را به تو بفماند. در جنگ کسی استراحت نمی کرد و تو استراحت کردی. وقتی نهیبش را با وجودت حس می کنی تازه حجاب روزمرگی هایت کنار می رود.

حرف های حاج حسین مقدمه نمی خواهد. حرفهایش شاید بیشتر به درد افسران جنگ نرم بخورد. جنگی که اکنون کمی مختصاتش تفاوت پیدا کرده؛ اما همچنان به قوت خود باقی است. نبرد از آغاز بوده و تا هست، خواهد بود. تنها این مختصات است که تغییر می کند و افسران جنگ بیش از هر چیز باید مختصات جدید جنگ را در هر برهه بشناسند تا بتوانند میدان دار نبرد باشند. نباید معرکه را رها کنند بلکه باید دنبال مختصات جدید بگردند. آنچه در پی می آید، گزیده ای ازسخنان حاج حسین یکتاست که در تاریخ 3/12/88 در یک جلسه ﺑﺴﻴﺞ دانشجویی ایراد شده است.

13ﺷﻬﺮﻳﻮر 1359، ﻋﺮاق ﺑﻌﺪ از اینکه ﺗﻘﺮﻳﺒﺎً ﻳﻜﻲ-دو ﺳﺎل ﻣﺎ را در ﻛﺮدﺳﺘﺎن و ﺷﻠﻮﻏﻲ ﻫﺎی ﻛﺮدﺳﺘﺎن اذیت کرد، و بعد از ﮔﺮد و ﺧﺎك ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ در ﻣﺮز اﻳﺮان و ﻋﺮاق و در ﺧﺮﻣﺸﻬﺮ صورت داد و بعد از درﮔﻴﺮی ﻫﺎی ﺧﻠﻖ ﻋﺮب، ﺟﻨﮓ را ﺷﺮوع ﻛﺮد. زد و آﻣﺪ ﺟﻠﻮ. ﻳﻚ ﺑﻤﺒﺎران ﻣﺸﺘﻲ ﻫﻢ ﺗﻬﺮان را ﻛﺮد و ﻓﺮودﮔﺎه و ﭼﻨﺪ ﺗﺎ ﺟﺎی دﻳﮕﺮ را. و ﺗﻘﺮﻳﺒﺎً ﻣﺮدم ﻫﻤﻪ ﺧﺒﺮ ﺷﺪﻧﺪ ﻛﻪ ﺟﻨﮓ ﺷﺪه اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻳﻚ!

‫دو!



ادامه مطلب
ارسال توسط پیشتاز یكم
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 تیر 1392

بسیاری اعتقاد دارند روحانی قدم‌خیر بوده و با آمادنش قرار است ارزانی‌ها هم وارد شود. از طرفی مخالفان روحانی هم معتقدند بازار ارز و سكه در دستان رفقای روحانی و هاشمی بوده و آنها قبلا هم می‌توانسته‌اند نرخ ارز و سكه را پایین بیاورند اما این كار را نكردند تا سودی هنگفت نصیبشان شود. اما واقعا چه عاملی سبب شده كه حباب به وجود آمده دلار و سكه تا حدودی بتركد و مردم برای فروش دلار و سكه‌های خود به بازار هجوم بیاورند؟ برای پاسخ به این سوال باید ابتدا ببینیم ارز چگونه و چرا گران شد.



ادامه مطلب
ارسال توسط پیشتاز یكم
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 تیر 1392
زیر هیاهوهای شهر و در حاشیه اخبارهای داغ و ضد و نقیض بعد از انتخابات، پیکر رمق رفته پیرمردی آشنا روی تخت نیمه جان بیمارستان چشم به راه بود.

گهگاهی نمی از اشک پهنای صورتش را خیس می‌کرد، نوای سوزناک اشک‌هایش با قطرات سرمی که در رگ‌هایش جاری می‌شد، نت ایثار را در سمفونی عشق می‌نواخت، گویی بر خاطرات سال‌های نه چندان دور خود زوم کرده بود و یک به یک آنها را از کنتراست ذهنش می‌گذراند و مرور می‌کرد.

پدر به چه می‌اندیشید به 18 سال ایثار و فداکاری، به 18 سال عشق بازی، به شب‌ها و روزهای سخت محمدتقی.

روح استوار در جسم فروریخته پدر حکایت از معراج عشق داشت، حکایت از پیکار دلیرانه برای رساندن فرزند از فرش به عرش، پدر با سال‌های پاییزی سرکرده است تا اردیبهشت عشق با نگاه محمد تقی پیوند خورد.

سال‌های رنج و سختی پدر در پرستاری از محمدتقی لحظه‌ای از اراده و عزم و علاقه‌اش نکاست، اما چند سالی است که دوری از فرزند کمرش را خم کرده و به درد دوری مبتلایش ساخته بود.

اما این روزها در دالان‌های تودرتو این شفاخانه رد پای روح بلند محمدتقی دردهای پدر را تسکین می‌داد، گاهی نسیمی از کنار پنجره موهای پدر را نوازش می‌کرد و کبوتر کنار پنجره با نگاهی نگران موج نگاهش را بر ضربان قلب پدر تنظیم می‌کرد.

تکرار می‌شود، ملودی عشق، سر کرده‌ام با یک دهه پاییز دور از تو، با روزهای سرد و دردانگیز دور از تو، اردیبهشت از چشم‌هایم شرم خواهد کرد مرداد هم، آذر و بهمن نیز دور از تو، در صفحه‌های خسته تقویم می‌میرند، مثل من از غصه‌ات لبریز دور از تو....

آری این غم نامه‌ای بود از هوشنگ طاهرزاده، پدر نادرترین شهید جهان که 18 سال در کما به سر برد و سال 84 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

پدر بزرگوار این شهید پس از 18سال‌ پرستاری به دلیل رنج و مرارتی که متحمل شد، اینک به سمت پسر پركشیده است . پدر شهید در 18 سال پرستاری از محمدتقی، دچار مشکلاتی در کمر و گردن خود شد که پس از شهادت محمد تقی اوج یافت و حاد شد.

 در سال 85 چند عمل در ناحیه گردن و کمر ایشان انجام شد که به علت مشاهده توده‌ای در گردن، ایشان به طور کامل فلج شدند و تا سال گذشته در این وضعیت به سر می‌بردند.

ایشان هفته گذشته عملی را در ناحیه گردن و کمر انجام دادند که به دلیل مشکلات تفسی بعد از عمل به هوش نیامدندو هوشیاریشان کم شد.تا اینكه امروز4تیرماه درتقویم گواهی خواهد داد چه زیبا فرشتگان پدرمحمدتقی را مشایعت كردند.روحش شاد وقرین رحمت الهی



ارسال توسط پیشتاز یكم
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 تیر 1392
شب «عملیات والفجر مقدماتی»، من به یکی از گردان های لشکر۸ نجف اشرف مامور شده بودم که الان اسمش خاطرم نیست. آن شب در ابتدای ستون قرار گرفتم و نیروها را از معبری که چند شب قبل کارش تمام شده بود جلو بردم. یکی از بسیجی های لشکر به نام «حمید زارع» که ۱۶ یا شاید ۱۷ سال بیشتر نداشت، در اختیار ما قرار گرفته بود تا در آوردن وسایل کمکمان کند. قیچی سیم بری که برای بریدن سیم خاردار در نظر گرفته بودیم، دست حمید بود.

در میانه ی راه،...
...یک خمپاره خورد وسط ستون که تعدادی از بچه ها را زخمی کرد. در آن ظلمات شب که چشم چشم را نمی دید، از اوضاعِ حمید متوجه شدم که زخمی شده است. با این حال به حرکت ادامه دادیم تا رسیدیم پشت سیم خاردار. به حمید گفتم قیچی را بده. گفت همان جا که خمپاره خورد، موج انفجار، قیچی را پرت کرد و در تاریکی نتوانستم پیدایش کنم.

وقتی برای تلف کردن نداشتیم. سریع گفتم به امدادگرها بگویید برانکاردها را بیاندازند روی سیم خاردارها تا بچه ها رد شوند. معلوم شد امداد گرها قبلا زخمی ها را با برانکارد برده اند عقب و خلاصه این که چیزی برای خلاص شدن از سد سیم خاردار نداریم. حمید زارع که معلوم بود درد هم دارد، آمد و گفت من می خوابم روی سیم خاردار.

دلم لرزید. این کار زجر و عذاب وحشتناکی داشت و معلوم هم نبود بعد از گذشتن چند گروهان از روی آدم، زنده بیرون بیایی عمرت به دنیا بماند. از طرفی، خمپاره های تک و توکی که دور و برمان زمین می خورد، نشان می داد، معبر حساس شده است.

چانه نزدم و گفتم یا علی. حمید خوابید روی سم خاردارها. نیروها یکی یکی دورخیزمی کردند و از روی کمر حمید، جست می زدند آن طرف سیم خاردار. هر ضربه ی پایی که به پشت حمید می خورد، به جای ناله، یک ذکری می گفت که الان یادم نیست چه بود. گمانم نام یکی از ائمه(صلوات الله علیهم) بود. تک شروع شد و بعثی ها چتری از آتش روی معبر انداختند. حمید به آخر کار نرسید و همان طور که روی سیم خاردار دراز کشیده بود، ترکش خورد و شهید شد و جنازه اش هم عقب نیامد.

از «حمید زارع»، هیچ اثر و نشانی نیافتیم. او ستاره ی درخشانِ آسمانِ گمنامی است.

روحمان با یادش شاد



ارسال توسط پیشتاز یكم
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 4 تیر 1392

 ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما باز یافتیم. لبخند شما شفقت صبح را داشت و شب انزوای ما را شکست.

سر ما و قدمتان ، که وصی امام عشق هستید و نایب امام زمان (ع).

منبع : کتاب « آغازی بر یک پایان » ـ شهید مرتضی آوینی



ارسال توسط پیشتاز یكم
تصویب بودجه های کلان برای مقابله ی فرهنگی با ایران در سنای آمریکا و همچنین توسعه ی جولانگاه دشمنان در عرصه ی جنگ نرم ، تنها مبارزه فرهنگی با ایران اسلامی نبوده بلکه بستن شمشیر از رو برای مبارزه با تفکر اسلامی مردم ایران و نیز مسلمانان جهان است و صد البته این استراتژی دشمن از زمانی پر رنگ تر شد که در میدان نبرد، توان رقابت و رویارویی با تفکرات اسلام ناب محمدی را نداشت.
 نمونه های این آثار سینمایی کم نیستند ، فیلمهایی از جمله : ۳۰۰ ، Taken ۲ ، Circumstance ، Not without my daughter ، Argo ، A time to betray و … از آن دسته فیلم هایی هستند که با داستانی هیجانی و همچنین ساختاری بسیار جذاب به صورت مستقیم نه ایران بلکه اسلام را هدف قرار داده و به دنبال نشان دادن چهره ی نادرست و غیر واقع از اسلام و مسلمانان در جهان می باشد .
 یکی از جدیدترین آثاری که برای به نمایش کشاندن چهره ی خشن و ضد احساسات انسانی از اسلام به کارگردانی “تارا آتشگاه” ساخته شده است فیلم کوتاه ضد ایرانی و ضد اسلامی می باشد که به داستان اجرای حد مربوط به عمل منافی عفت زنا می‌باشد.

نکته ی جالب توجه در این فیلم حضور کامران ملک مطیعی است که مدتیست در فیلم های ضد ایرانی  و ضد اسلامی حضور پیدا می کند .
کامران ملک مطیعی فرزند کیومرث ملک مطیعی از بازیگران سابق سینمای ایران است که مردم او را با نقش آقای دکتر در سری اول سریال زیر آسمان شهر به یاد دارند و در این فیلم کوتاه نقش مجری حکم زنی که عمل منافی عفت را مرتکب شده است ، در لباس روحانیت بر عهده دارد .
 
 
آنچه واضح است حضور بدون وقفه ی هالیوود در عرصه های ضد اسلام بوده و با توجه به این فعالیت مستمر ، بر عهده ی سینماگران و همچنین صدا و سیمای جمهوری اسلامی است که با ابزاری تهاجمی و نه دفاعی ،‌به معرفی وجوه مختلف احکام شرع مقدس بپردازند .
 
اگر ما اسلام ناب را به بضاعت خودمان به دنیا معرفی نکنیم ، آنها به عقاید ما حمله کرده و باید دست روی دست بگذاریم و نظاره گر اهانت های ایشان به فرهنگ دینی خود باشیم چه رسد به اینکه در درون کشور اسلامی خودمان نیز فیلم هایی همچون ” من مادر هستم ” ساخته شده و ساحت اجرای حدود را زیر سوال می برد !



ارسال توسط پیشتاز یكم
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392
به گزارش بولتن نیوز به نقل از مهر، این احضاریه بدنبال شکایت آقای علی لاریجانی و همچنین رئیس کمیسیون اصل  90 مجلس شورای اسلامی و نیز یعقوب خلیل نژاد علیه رئیس جمهور ارسال شده است.


در همین رابطه پایگاه اطلاع رسانی دولت با اعلام این خبر با با لحن اعتراضی نوشت: ارسال این احضاریه در حالی انجام شده است که بر اساس اصل 140 قانون اساسی: "رسیدگی‏ به‏ اتهام‏ رئیس‏جمهور و معاونان‏ او و وزیران‏ در مورد جرایم‏ عادی‏ با اطلاع‏ مجلس‏ شورای‏ اسلامی‏ در دادگاه‏های‏ عمومی‏ دادگستری‏ انجام‏ می‏شود."سوال اینجاست که چه در زمان و با چه کیفیتی این شکایت به اطلاع نمایندگان مجلس شورای اسلامی رسیده است و آیا تشریفات قانونی بر اساس قانون اساسی انجام شده است یا خیر؟

گفتنی است تاریخ رسیدگی به شکایت از رئیس جمهور؛ 5 آذر 1392 حدود 6 ماه بعد از ابلاغ آن و چهارماه پس از پایان مسئولیت هشت ساله دکتر احمدی نژاد تعیین شده است.

 پیش از این نیز احضاریه هایی برای رئیس جمهور ارسال شده است.سوال اینجاست درزمان دولت اصلاحات امام حسین زیر سوال برده شد،كسی دم نزد سران فتنه مملكت را به بی امنی كشاندند آقای رئیس قوه مقننه دم نزدند اما حالا علارقم نقص ها و مشكلات دولت دهم خدمات بی نظیر این دولت باید با شكایت پاسخ داده شود این همه بی انصافی برای چه؟نكند هم نشینی علی مطهری خدای ناكرده در شما نیز موثرافتاده آقای رئیس!!!!!!!!!!!!



ارسال توسط پیشتاز یكم

افسران - هشـیار باشید - این روزها  تلاش بیگانگان و اجنبی پرستان بر تخریب دکنر جلیلیست
نمی خواهیم مسئله ای را زنده كنیم یا چوب لای چرخ دولت منتخب بذاریم اما بیایید واكاوی كنیم چرا غرب از آمدن دكتر جلیلی واهمه داشت مگر اوكیست؟

ارسال توسط پیشتاز یكم
‌غلامعلی حدادعادل نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در نطق میان‌دستور خود در جلسه علنی امروز، اظهار داشت: ‌به فضل الهی انتخابات ریاست جمهوری با حضور پر شکوه ملت پای صندوق‌های رای برگزار شد.

وی افزود: مردم با پاسخ پرشور خود به دعوت مقام معظم رهبری حماسه سیاسی را خلق کردند و با تحکیم رابطه ملت و نظام، به عزت و اقتدار جمهوری اسلامی افزودند.

این رقیب انتخاباتی روحانی ضمن تبریک به ملت ایران به خاطر خلق حماسه و تبریک به حجت‌الاسلام حسن روحانی به عنوان پیروز میدان که توانست اعتماد مردم را کسب کند، گفت: انتخابات به خوبی برگزار شد و از نظم و انضباط بالایی برخوردار بود.



ادامه مطلب
ارسال توسط پیشتاز یكم
(تعداد کل صفحات:3)      [1]   [2]   [3]  

آرشیو مطالب
دوستان
پیوند های روزانه
طراح قالب

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ