تبلیغات
كوله بار - چهار سال قبل ما سخت طالب شادی بودیم اما...
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 28 خرداد 1392
چهارسال قبل، وقتی كاندیدای محبوبمان با ٢٤ میلیون رای رییس جمهور شد، سخت طالب آن بودیم كه شادی كنیم. دوست داشتیم به خیابان بیاییم و خستگی یك انتخابات داغ و پر تنش را از تن به در كنیم.
اما وقتی به خیابان آمدیم، جز آتش و دود و اعتراض چیزی ندیدیم. شیشه خیابانها را شكستید و به مردم و نظام تهمت زدید و همه قواعد سیاسی و انسانیت را زیرپا گذاشتید و ما "فقط" نظاره می كردیم.
آمدیم برای شادی دلهای دوستانمان "بوق" بزنیم؛ اما دیدیم كه بوق زدن به نماد اعتراض تبدیل شد. شادی رای آوردن كاندیدای محبوبمان را به زهر تبدیل كردید و در جلوی چشم ما، رای ما را "دروغ" خواندید...
این خاطرات در ذهنم رژه می روند وقتی می بینم شما را كه حالا، با شور و شعف وصف ناشدنی به خیابانها آمده اید. شاد هستید و بوق و سوت و كف می زنید.
ما فرصت شادی كردن را از شما نمی گیریم. این پیروزی گوارای وجودتان باد...
بغضم می گیرد وقتی یاد چهارسال قبل و مظلومیت نظام میفتم. حسرت آن روزها و شادی نكرده ی خود را نمی خورم؛ اما نمی توانم آه نكشم.
ما آه می كشیم اما شما خوشحال باشید... 
******

بعد نوشت: احسنت به نیروی انتظامی که به کسایی که اومدن توی خیابون نزدیک نشد و فضا رو خوب مدیریت کرد و اون ها تا تونستن رقصیدن و شعار دادن(حتی از آقای م م حمایت کردن و خلاصه کم نذاشتن)و 4ساعت هر کاری خواستم کردن و نیروی انتظامی آخر کار با بلندگو از همکاریشون تشکر کرد و خواست که برای تردد مردم کم کم اونجا رو ترک کنن و آخرین جمله فرمانده صحنه یه چیز تو این مایه ها بود:با تشکر از همکاریتون جشنتون خجسته باد.آفرین.این یعنی درس گرفتن از شکست. ما هم باید درس بگیریم...



ارسال توسط پیشتاز یكم
آرشیو مطالب
دوستان
پیوند های روزانه
طراح قالب

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ